على محمدى خراسانى
21
شرح رسائل (فارسى)
هر دو شريعت مىكند و لا ريب در اينكه احتياط از عمل به ظن و اخذ به طرف راجح حتى الامكان ارجح است مگر در مواردى كه در اثر كثرت تكاليف احتياط مستلزم عسر و حرج و اختلال نظام شود و يا در اثر دوران بين المحذورين اصلا ميسور نباشد كه در اين موارد به ناچار بايد به مظنه رجوع كنيم . و امّا بر مبناى دوّم : با فرض احتمال نسخ شريعت سابقه از دليل نقلى هم دستمان كوتاه مىشود و دليل نقلى هم مفيد فايده نخواهد بود و لا يغنى و لا يسمن من جوع زيرا كه اگر بخواهيم به بركت دليل شرعى حقانيت استصحاب را اثبات كنيم جاى اين پرسش خواهد بود كه آيا از احاديث كدام شريعت استفاده مىبريد ؟ از سخنان شريعت سابقه ؟ كه على الفرض مشكوك البقاء است و حقانيت آن از حالا به بعد مشكوك است ، يا از احاديث شريعت لا حقه ؟ كه آن هم على الفرض اول الكلام است و مصادره به مطلوب مىشود و لذا نه عقل و نه نقل نمىتوانند از استصحاب مدد بگيرند فلو شك فى نسخ اصل الشريعة لم يجز التمسك بالاستصحاب لاثبات بقائها . قوله : فعلم مما ذكرنا : تمامى مطالب قبل در حقيقت توطئه و تمهيد بود براى بيان اين مطلب و آن اينكه : گويا يكى از علماء بزرگ شيعه از نجف اشرف به قصد تشرف به آستان ملك پاسبان حضرت امير امراء اهل جنّت [ الشهداء امراء اهل الجنة ] يعنى سيد الشهداء عليه آلاف التحية و الثناء به سمت كربلاى معلّا حركت مىكند و در نزديكى نجف از قريهاى بنام ذو الكفل كه محلّ تجمع يهوديان بود عبور مىكند [ در اينكه اين عالم جليل القدر چه كسى بوده ؟ محشين رسائل اختلاف دارند على المشهور مرحوم فاضل قزوينى يعنى سيد باقر قزوينى بوده . ولى على قول مرحوم سيد حسين قزوينى و على قول مرحوم سيد محسن كاظمى و على قول مرحوم بحر العلوم ره بوده ] در آنجا بعضى از